ترانه ی ما
منم سرخ و زرد وسپید و سیاه
منم مرد و زن کودکی بی پناه
تویی در به در بی وطن بی چراغ
تویی چشم خشکیده ی بی نگاه
منم آن صلیب نشسته به راه
تویی بومی سرزمین های زخم
تویی نیمه ی کور و تاریک ماه
من من توی تو نگو ما بگو
مرا هم صدا هم ترانه بخواه
مرا ماه بر بام دنیا ببین
نه تصویر ته مانده در قلب چاه
منم اهل دریا زمین و هوا
منم عاشقی بی سلاح و سپاه
قفس ها پر از خواب پرواز دور
که تنها پریدن خیالی تباه
بیا زخم ما را به صورت بگیر
تو هم جرم و مرهم شو ای بی گناه