خوب بد
از من نترس ای همنفس
ای خوب بد ای بد خوب ای هر کس
یک نفس یک فریاد ساکت ما را بس
هم نفس به دادم برس
من و تو با هم با هم از وحشت کم می شویم
با هم با هم مرهم می شویم
از ما تا من تا تو می رسیم
خسته یی از غزبت خانگی
می ترسی از همسایگی
دیدی دریا از رویا کف نکرد
گر گرفت از آتش به همین سادگی
دیدی شاعر از غزل پس نشست
قایق ما در هم شکست
ماه غمگین بر مرگ ماهیان
چکه کرد چکه کرد تا کوچه ی بن بست
من و تو با هم با هم به ماه نو می رسیم
از ما تا من تا تو می رسیم
با هم با هم قصه ی باد و پیچک
با هم با هم بهار قندک
ای آخرین آغاز من
از من نترس ای شکسته ساز من
باز این من باز این تو رویای رنگین تو
ای خوب بد آواز من
من و تو با هم با هم از سر سرما می زنیم
تنها تنها پر پر می زنیم