مرا نترسان دوست

مرا نترسان دوست
مرا نترسان یار
مرا نترسان خوب
من از سرودن شعری بلند نمی ترسم
- بلند؟
یعنی کمند .
برای تو باید
دوباره شعری گفت.

مرا نترسان دوست
مرا نترسان یار
مرا نترسان خوب
که من نمی ترسم.
من از سرودن منظومه های آتشرنگ
در برودت این شبگیر هراس ندارم
که رنگ گونه ی تو:
اتفاق رویش لاله ست
بر تن این دشت.

با من بگو
که می شود آیا
از درگاه عشق
بی شعر تازه یی برگشت؟
دوباره مرکب
دوباره قلمدان
دوباره رخت شاعری ام را
بیار
ای بیدار
برای تو باید دوباره شعری گفت.
مرا نترسان یار
که نمی ترسم.