بی بی دل
بغض شعرم را شکستم آواز تو
بی بی دل کشته ی سرباز تو
بر چکاد قاف مخمل پوش تو
پیش درگاه تو چون ویرانکده ست
هر چه می سازد ترانه ساز تو
شب همیشه نقطه ی آغاز روز
هر شب آخر شب آغاز تو
زیر باران ها به بیداری گذشت
من برهنه خرقه رو انداز تو
زخمه ی سازم به دست تو خودی ست
من ولی بیگتنه ام با ساز تو
قفل هر در را کلیدی محرم است
من ولی نا محرم ام با راز تو
هر کس از بازار تو شعری خرید
من نباید می خریدم ناز تو