همیشه غایب
یکنفر می آد من منتظر دیدنش ام
یکنفر می آد که من تشنه ی بوییدنش ام
خالی ی سفره مون و پر از شقایق می کنه
واسه موج های سیا دست ها رو قایق می کنه
مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
همیشه غایب من زخم ها رو مرهم می ذاره
همیشه غایب من گریه هام و دوست نداره
نکته یه وقت نیآد صداش به دادم نرسه
آینه ها سیا بشه کور بشه چشم ستاره
مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
زخم این حنجره ی خسته همیشه غایبه
کلید صندوق در بسته همیشه غایبه
نعره ی اسب قصه ی مادر بزرگ
بهترین شعرای سر بسته همیشه غایبه
مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده
شاید این همیشه غایب تو باشی
تو اگه اومدنی نیستی بگو
اگه ما رو خواستنی نیستی بگو