رولبا ت نشسته فریاد

رولبا ت نشسته فریاد - تو نگا ت سایه ی درد
ای که چشم مهربونت - لحظه هام وقاب می کرد
شونه های خسته ی تو - تکیه گاه بی کسی
لحظه های با تو بودن - نفس هم نفسی
واسه تو حرفی نداشتم - همه حرفام رنگ غم داشت
بی تو اما شادی من - همیشه یه چیزی کم داشت
نیستی حالا تا ببینی - بی تو خونه سوت وکوره
سفری که با توخوش بود - حالا یک مقصد دوره