موسم گل

موسم گل دوره حسن (مل) - یک دوروزاست درزمانه
ای به دل آرامی به عالم فسانه - به که ز تو ماند نکویی نشانه
خاطر عاشقان را میازار - خوش نباشد ز معشوقه آزار
گر بسوزد شمع و پروانه را با زبانه
چون شود روز شمع و شب را نبینی نشانه
می کنی صید - مرغ بسته
می زنی سنگ -بر شکسته
(می کشی باتیرستم یار خسته
خسته دلان یکسره در خون نشسته) 2