ز فروردین شد شکفته چمن

زفروردین شد شکفته چمن - گل نو شد زیب دشت و دمن
کجایی ای نازنین گل من
بهار آمده با گل و سنبل - ز بیداد گل نعره زد بلبل
دل بلبل نازک است ای گل- دل او را از جفا مشکن
بهار از گل سایه بان دارد - دریغا کز پی خزان دارد
( خوش آن کس کو یاری جوان دارد)2
( بتی تازه با شراب کهن)2 - ( دلم گشت از چرخ بوقلمون)2
( چو جام می لب به لب از خون غم عشقت شد بر غمم افزون)2
شد از ستمت، - زدست غمت، - غرق خون دل من
مجنون دل من - محزون دل من - پر خون دل من
نگارا رحمی نما به چشم ترم - که من از زلفت بتا شکسته ترم
( اگر بردم جان از غم دوران )2 - زدرد فراق تو جان نبردم
عزیز دلم، بت چگلم، آبروی چمن
بهار مرا، خزان منما، نازنین گل من