خواهم کنم جانم نثارت بازآ
خواهم کنم جانم نثارت بازآ - خواهم کشم اندر کنارت بازآ
دوری چرا کردی ز یارت بازآ - مردم به راه انتظارت بازآ
دل بی قرار است - از غم فکار است - بی اختیار است
ای جان و دل در اختیارت بازآ - ای آفتاب عالم آرا رویت
ای ماه نو مثالی از ابرویت - ای مشک چین شمیمی از گیسویت
خورشید چرخ آیینه دارت بازآ
من بی رخت می - کی می خورم کی - عیشم مکن طی
قربان لعل می گسارت بازآ
صد گونه طنٌازی به کارم کردی - تا شهره شهر و دیارم کردی
چون طره ی خود بی قرارم کردی - ای جمله دلها بی قرارت بازآ
گه دل نوازی - گه جان گدازی - با ما نسازی
ای عالمی حیران به کارت بازآ
بر درگهت پشت دو صد عاشق خم - شیدای رویت عاشقانه عالم
ای بنده ات صد مستشار اعظم - رحمی نما به مستشارت بازآ
با قوس ابرو - افکندی آهو - درخون تپید او
آخر به بالین شکارت بازآ