ای مرغ بی آشیان
ای مرغ بی آشیان - بیرون شو از بوستان - کز ستم باد خزان
از باغ شو به در - چون لا له ی تر
بیداد این باد ببین باگل چه ها کرد
چهره ی گل شد زبی مهری او زرد
باغ بدین سبزه شد جولا ن گه زاغ - بلبل بی نوا بیرون شو از باغ
ای ... ساقی اندر قدح خون رخ به لب ریز
وی...مطرب از دل برآرنغمه ی دلا ویز
تا برآرم از سینه ی نفس
این جهان نکردست به کس پایداری
ای بسا که بعد از من و تو - گل کند به مرغان قفس غمگساری
مطرب برون از پرده کش آهنگ افشار
ساقی بده جامی به یاد روی دلدار
ای نسیم صبا رو سوی یار من - کن بیان شرحی از حالت زار من
کز جور تو این عاشق زار - چونان بلبل روزش شده تار
یا مرحمتی بر حالت وی - یا از سر وی تو دست بردار