از کفم رها شد قرار دل

(از کفم رها )2 شد قرار دل
نیست دست من (اختیار دل)2
دل به هر کجا رفت و برنگشت
دیده شد سپید (ز انتظار دل3)
(من پریشم بلای جان خویشم
بود عشق تو کیشم
به جانبازی چو هم عزمان خویشم
بده درد و بلا زندازه بیشم)2
(از کفم رها)2 شد قرار دل
نیست دست من (اختیار دل)2
دل به هر کجا رفت و بر نگشت
دیده شد سپید (ز انتظار دل3)
(من پریشم بلای جان خویشم
بود عشق تو کیشم
به جانبازی چو هم عزمان خویشم
بده درد و بلا زندازه بیشم)2