از کفم رها جانم شد مهاردل

از کفم رها جانم شد مها ردل
از کفم رها جانم شد قرار دل

نیست دست من خدا اختیار دل
نیست دست من جانم اختیار دل

دل به هر کجا
دل به هر کجا

جانم رفت و برنگشت
دیده شد سپید خدا زانتظاردل
جانم ز انتظار دل

خون دل بریخت جانم از دو چشم من
خون دل بریخت جانم از دو چشم من

خوشدلم از این
خدا انتحاردل
جانم انتحاردل

بعد از این ضرر جانم ابلهم مگر
بعد از این ضرر خدا ابلهم مگر

خم کنم کمر خدا زیربار دل
جانم زیر باردل