پند حافظ


داریوش

این چه شوریست كه در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
هر كسی روز بهی می طلبد از ایام
علت آنست كه هر روز بتر می بینم
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
قوت دانا همه از خون جگر می بینم
اسب تازی شده مجروح به زیر پالان
طوق زرین همه بر گردن خر می بینم
این چه شوریست كه در دور قمر می بینم
همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بدخواه پدر می بینم
هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد
هیچ شفقت نه پدر را به پسر می بینم
پند حافظ بشنو خواجه برو نیكی كن
كه من این پند به از گنج و گهر می بینم