هوای رفتن


خشایار اعتمادی

میخوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یه شب مهتابی باشه
امشب میخوام از آسمون یاسای خوشبو بچینم
امشب میخوام عکس تو رو تو خواب گلها ببینم
کاشکی بدونی چشماتو به صد تا دنیا نمیدم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمیدم
کاش تو هوای عاشقی همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب عاشقی حرفای رنگی بخونی
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره ی تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه
امشب میخوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب میخوام عکس تو رو تو آسمونها بکشم
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
میخوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
وقتی که اینجا میمونی بارون قشنگه نم نم
هوای رفتن که کنی مرگ گلای مریم