من و تو


شاهرخ

عمریه آیهء همدردی میخونیم من و تو
هنوزم درد همو خوب نمیدونیم من و تو
با لب تشنه تو مردابا داریم جون میکنیم
بازم ازمعجزهء دریا میخونیم من و تو
شنای داغ بیابون میمکن خونمون
دوتا رودیمو تو بیراهه رونیم من و تو
عشق خطهای موازی رو به هم میرسونه
روی یک خطیمو از هم گریزونیم من و تو
عشق خطهای موازی رو به هم میرسونه
روی یک خطیمو از هم گریزونیم من و تو
تشنه ایم ،اما مثل گلهای کاغذ تا میشیم
زیر بارون اگه یک لحظه بمونیم من و تو
مارو هم گرگا و هم چوپونا از هم میدرند
سادگی بسه چرا بره بمونیم من و تو
عشق خطهای موازی رو به هم میرسونه
روی یک خطیمو از هم گریزونیم من و تو
عشق خطهای موازی رو به هم میرسونه
روی یک خطیمو از هم گریزونیم من و تو
کوله بار ما پرازتنهائیو جاده د راز
مشکل این راه به آخر برسونیم من و تو
می تونیتیم می تونیتیم یه روزی زنجیرارو پاره کنیم
اگه با همدیگه باشیم و بمونیم ،پس می تونیم
من و تو