اون که


سلی

ون که پر بار و نوازشگر و پاک
مثل ابر و باد و بارونه اومد
اون که تو گلخونه های باشکوه
مثل خاک و گل و گلدونه اومد
اونکه چون ترس هجوم خاطره
توی تنهایی شبها میمونه
مثل ستاره ای که در دیده افق
برا کشتی روی دریا میمونه
برا ماهیگیر چراغ ساحله
لحظه ی کوچ، برای قافله


عاشق زمزمه های پاک عشق
اومده از راه ابریشم و نور
رفتش از غبار خورشید جنوب
کوله بارش پر از شادی و شور

برا من عزیز و دوست داشتنیه
اون که با غرور عاشق اشناست
برای تنهایی های گنگ من
همه حرفش حرفای یه اشناست

ضربانه تند قلب کوچه هاست
اونکه بازی شاد بچه هاست


عاشق زمزمه های پاک عشق
اومده از راه ابریشم و نور
رفتش از غبار خورشید جنوب
کوله بارش پر از شادی و شور
برا من عزیز و دوست داشتنیه
اون که با غرور عاشق اشناست
برای تنهایی های گنگ من
همه حرفش حرفای یه اشناست

ضربانه قلب تند کوچه هاست
اونکه بازی شاد بچه هاست