Search by song, artist or lyrics



Migozaram


Singer: Artist Number 94

اشک و آهم زاد راهم، می روم و دست دعا بر آسمان دارم
دور از یاران افتاد خیزان می روم دام بلا به پای جان دارم
من و سوز عشق (و) خانه به دوشی من و شام هجران کنج خموشی
ره بی پایانی دارم من سر بی سامانی دارم من
من از شهر تو چون نالان می گذرم تنها سایه من باشد همسفرم
این عشق تو مرا بنگر تا کجا کشانده دست از دلم بدار که دگر طاقتم نمانده
دل سنگت کجا درد مرا می داند غم و رنج مرا تنها خدا می داند، خدا می داند
می گذرم، می گذرم ز برای تو از جان می گذرم
ز دیار تو گریان می گذرم
اشک و آهم زاد راهم، می روم و دست دعا بر آسمان دارم
دور از یاران افتاد خیزان می روم دام بلا به پای جان دارم
من و سوز عشق (و) خانه به دوشی من و شام هجران کنج خموشی
ره بی پایانی دارم من سر بی سامانی دارم من
من از شهر تو چون نالان می گذرم تنها سایه من باشد همسفرم
این عشق تو مرا بنگر تا کجا کشانده دست از دلم بدار که دگر طاقتم نمانده
دل سنگت کجا درد مرا می داند غم و رنج مرا تنها خدا می داند، خدا می داند