Search by song, artist or lyrics



Ghazal


Composed by: Ataollah Khorram
Lyrics by: Nozar Parang
Singer: Viguen

چون آن آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمی گیره کسی دستُم
نمی بنده کسی پایُم
می خوام کوله بارَ مو
یادگارَمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه
پشت به خیمه ها
سر به بیابون بذارُم

که دم سازی کُنُم پیدا
گل نازی کُنُم پیدا
برم گرد جهون گردُم
هم آوازی کُنُم پیدا
تا کی اسب هِی کنم ؟
راهی طی کنم ؟
توی دره ها بخوابُم
پیِ گله ای بِرُم
شیری بخورُم
پیش بره ها بخوابُم
می خوام راه سفر گیرُم
ره کوه و کمر گیرُم
بِشُم مرغ سپید بالی
دل از این لونه بر گیرُم
ُ می خوام کوله بارَ مو
یادگارَمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه
پشت به خیمه ها
سر به بیابون بذارُم

چون آن آهوی صحرایُم
که سرگردون و تنهایُم
نمی گیره کسی دستُم
نمی بنده کسی پایُم
می خوام کوله بارَ مو
یادگارَمو
روی مادیون بذارُم
توی یه شب سیاه
پشت به خیمه ها
سر به بیابون بذارُم

که دم سازی کُنُم پیدا
گل نازی کُنُم پیدا
برم گرد جهون گردُم ،
هم آوازی کُنُم پیدا
تا کی اسب هِی کنم ؟
راهی طی کنم ؟
توی دره ها بخوابُم
پیِ گله ای بِرُم ، شیری بخورُم ،
پیش بره ها بخوابُم